ایلیا و بن بن بن
خیلی وقته که پسر گلم کلمات بن بن بن رو کامل حفظ شده اما من یه خورده تنبلی کردم و هنوز کلمات رو واسش یادداشت نکرده بودم.
بابا ( بابا )
مامان ( مامان )
دست ( دست )
گاو ( ما )صداشو میگه و اگه خودمون بگیم گاو و بخواد تکرار کنه میگه باخ
آب ( آب )
کت (کت)
چتر ( لل )
شلوار ( للال )
اسب ( اسب )
گوش (گوش)
توپ ( توپ )
سگ (هاپو)
کلاه (کلاه)
دختر (گگل)
شیر ( لیل )
جوجه ( گنجه ) میخواد بگه گنجشک
مو ( مو )
خیار (کیال)
پسر ( گگل ) همون دختر.پسر و دختر رو تشخیص نمیده
ابرو ( ابرو )
چشم ( دن دن )خیلی بی ربطه
جارو ( لالو )
نان ( به )
مداد ( مدات )
دامن ( نانم )
تاب ( تاب تاب )
کفش ( دس )
پا ( پا )
9 دی شب قبل از خواب داشتم واسه ایلیا نقاشی می کشیدم بعد از تموم شدن نقاشی ایلیا مداد رو از من گرفت که گربه یا به قول خودش میم بکشه که یه دایره کشید. از تعجب دهنم باز مونده بود و ایلیا وقتی خوشحالی منو دید صفحه رو پر از دایره کرد.آفرین به پسر با استعدادم.یه بوس محکم واسه تو


ایلیا و بن بن بن
